![]() |
![]() |
|
| به وب سايت گفتار صادقانه خوش آمديد. |
|
روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد.
شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مىکردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند. شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن" چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است. عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 آذر1388ساعت 7:46 توسط محمد خیام |
|
|
زندگی شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید. سلامتی: 1- آب فراوان بنوشید. 2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید. 3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده. 4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی). 5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید. 6- بیشتر بازی کنید. 7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید. 8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید. 9- در شبانه روز 8-7 ساعت بخوابید. 10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید. شخصیت: 11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمیدانید که در زندگی آنها چه میگذرد. 12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. 13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید. 14- خیلی خود را جدی نگیرید. 15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید. 16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید. 17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید. 18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته دیگران را به یادشان نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد. 19- زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید، نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید. 20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید. 21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.. 22- بدانید که زندگی به مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و مانند کلاس جبر میباشند. 23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید. 24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. جامعه: 25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید. 26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید. 27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید. 28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید. 29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید. 30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست. 31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید. زندگی: 32- کارهای مثبت انجام دهید. 33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید. 34- خداوند درمانگر هر چیزی است، ذکر خدا شفای هر دردی است. 35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است. 36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید بپا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید. 37- حتی بهترین هم میآید. 38- همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از خداوند تشکر کنید. 39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 21:15 توسط محمد خیام |
|
|
1. هيتلر از مکان هاي بسته وحشت داشت
2. مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند 3. هر انسان تا 8 ثانيه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است 4. اغلب مارها 6 رديف دندان دارند ۵. وقتي به خورشيد نگاه مي کنيد 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده مي کنيد. 6. قلب ميگو در سر آن واقع است 8. حدود 250 نفر از محققان ( ناسا ) ايراني هستند و رئيس کامپيوتر ناسا يک ايراني است. ۹ .حس بويائي مورچه با سگ برابري ميکند ۱۰.کوچکترين سگ دنيا ((دارکيده پتز بورگ)) نام دارد که 600 گرم وزن دارد ۱۱. ابتدا تصميم بر اين بود که کوکا کولا به عنوان دارو استفاده شود ۱۲.با 30 گرم طلا مي توان نخي به طول 81 کيلومتر درست کرد ۱۴. زمين در آغاز پيدايش 2000 بار بزرگتر از حجم کنوني بود 15. در زبان عربي براي کلمه ي شمشير 850 واژه ي مختلف وجود دارد 19. فيل تنها حيواني ست که نمي تواند بپرد 20. در مونيخ بيمارستاني براي افراد سرخورده ساخته شده است 21. قلب وال در هر دقيقه فقط 9 بار مي تپد ۲۲.ايرانيان در انگليس ثروتمند ترين قشر هستند حتي ثروتمند تر از ملکه اليزابت ۲۳.در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاند نو 44 ميليون راس اعلام شد ۲۴.يک انسان بالغ 5 ليتر خون در رگ هاي او جاريست که اگر 5/1 ليتر را از دست بدهد احتمال مرگش بسيار است 25. داوينچي همزمان با يک دست مي نوشت و با يک دست نقاشي ميکرد 26. قوه ي چشايي پروانه در پاهاي آن تعبيه شده است 27. اگر تمام نمک هاي آب هاي دنيا را جمع کنيم مي توانيم کره خشکي را با لايه اي نمک به قطر150 متر بپوشانيم 28. گرده گل هرگز فاسد نمي شود 29. جوانان هندي شادترين و ژاپني ها افسرده ترين هاي جهان هستند 30. مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي است که تلويزيون مي بينيد 90.31%سم مار از پروتین تشکيل شده است 32. چشم انسان معادل يک دوربين 135 مگا پيکسل عمل مي کند 33. وزن ۱ قاشق چاي خوري از سياه چاله ها 2 ميليارد تن است ۳۴.يک سياهچال در کهکشان راه شيري وجود دارد که در هر ثانيه 1000 بار به 35. اولين فردي که در اروپا اقامت گرفت يک زن ايراني بود و بعد مساله اقامت خارجی ها مطرح شد. 36. مغز انسان بيش از ساير اعضاي بدن كار ميكند وبيش از20% از انرژي بدن را مصرف مي كند. 37. آب دريا بهترين ماسک صورت است 38. سرعت عطسه يک انسان برابر است با 160 کيلومتر در ساعت 39. دانشمندان دريافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خميازه ميکشند ۴۰.براي تخمين زدن حشره هاي روي زمين کافيست به ازاي هر انسان 200 ميليون حشره ريز و درشت در نظر بگيريم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 17:6 توسط محمد خیام |
|
|
دكتر محمد ولی مجد :
زنان و مردان زیادی به من شكایت میكنند كه همسر من با دیگران صحبت میكند اما با من حرف نمیزند. من به آنها میگویم علت این است كه شما شنونده خوبی نیستید. وقتی همسرتان حرف میزند یا به دیوار نگاه میكنید، یا غذایتان را سرخ میكنید. وقتی جوك میگوید شما نمیخندید، پس مجبور میشود برای كسی جوك بگوید كه بخندد. وقتی همسرتان كنار شما میآید با توجه به این رفتار شما مجبور میشود ساكت باقی بماند. همین سكوت موقعیت مناسبی را برای حرفهای تلخ فراهم میكند. دستور بعدی این است كه هیچ وقت نباید وقتی شب به خانه برمیگردید، گزارش روز ارائه كنید كه مثلا در اداره چه گذشت. گزارش را باید به رئیس داد. مگر همسر شما رئیس شماست؟ پس هیچ صحبتی از اطلاعات روز نمیكنید و هیچ ضرورتی برای این كار ندارید. خبردهنده حوادث بد نباشید. تمام مردمی كه اخبار بد میدهند، هوش كمی دارند. مثلا تلویزیون منزل شما را به سرقت بردهاند، هنوز شوهر بدبخت پایش را از در داخل نگذاشته این خبر را به او میدهید، خب مسلما ناراحت و عصبانی میشود. اصلا به او نگویید. بگذارید مدتی بعد خبر بدهید. سعی كنید از كلمات خوب استفاده كنید. سعی كنید دو تا كلمه حرف خوب یاد بگیرید. مثلا بگویید وقتی از در تو میآیی خانه روشن میشود. این یعنی به او میفهمانید كه وجود او محسوس است. از این كلمات یاد بگیرید و استفاده كنید. اما ما از آنها استفاده نمیكنیم. شوهر كه وارد خانه میشود به جای این قبیل حرفها میگوییم كه تلویزیون را دزدیدهاند خوب معلوم است كه همان جلوی در، غش میكند. دادن اطلاعات خوب و قطع اطلاعات بد از توصیههای مهم در زندگی زناشویی است. اگر خدای ناكرده در بدن شما یك توموری یا بیماری ایجاد شد، خبر دادن این مسئله به همسر یك ترفند خاصی میخواهد مطمئن باشید بدترین و نامهربانترین همسرها هم وقتی این خبر را میشنوند به آنها شوك و استرس بزرگی دست میدهد. مثلا خوب است به او بگوییم كه فكر میكنم بد نیست برای یك مشاوره پیش یك متخصص برویم. موضوع را بیندازید توی كانال پزشكی، در كانال خبری نیندازید چون فقط باعث ناراحتی طرف مقابل میشود. در عقدنامه ننوشتهاند كه حرف نزنید، نگاه نكنید یا نخندید. ما همگی به عنوان انسان حدود مشخصی از آزادی داریم. البته آزادی بیحد و حصر و بدون حساب و كتاب را هیچكدام از ما قبول نداریم. اما حدود خاصی از آزادی را داریم و نباید آن را از یكدیگر بگیریم. ما وقتی مهمانی میرویم همه خوشحالیم اما وقتی از مهمانی بازمیگردیم اغلب عصبانی و در حال دعوا هستیم. <چرا فلان حرف را زدی>، <چرا به فلانی نگاه كردی>، <چرا خندیدی>، این كارها درست نیست مگر باید كور بود؟ كر بود؟ چرا باید آزادیهای مشروع همدیگر را از بین ببریم. درخواستهای ما در زندگی زناشویی باید در حدی باشد كه از عهده طرف مقابل بربیاید. اگر از زندگی زناشویی این احساس را داشته باشید كه اول همسرم بعد من، یعنی ما نفر دوم خانه هستیم. احساس ما باید همیشه این طوری باشد. یعنی همسر ما باید همیشه نفر اول خانه باشد خودبهخود وقتی این طور فكر میكنید انتظارات پایین میآیند. بعضی از مردم اصولا زیاد درخواست میكنند. هر كاری برای آنها بكنید كافی نیست و باز هم درخواست دارند. اگر این درخواستها در چهار چوبی باشد كه طرف مقابل از پس آن بربیاید مشكلی نیست. اما زمان درخواست هم مهم است. مثلا بعضی درخواستها را باید در 5 ساله اول زندگی مطرح كرد، برخی را در 5 ساله دوم و برخی را هیچوقت نباید اظهار كرد. ما میتوانیم درخواستهایمان را با هم تطبیق بدهیم. گاهی زنان شكایت دارند كه شوهر ما به ما توجه نمیكند. مثلا نمیداند كه من الان حالم خوب نیست. وقتی من حالم خوب نیست نباید بیرون برود و باید در خانه بماند و به من برسد مثلا شكایت میكنند كه من رنگ ابروهایم را عوض كردم اما او نفهمید. رنگ دیوار را عوض كردم باز هم نفهمید. یعنی از ما مردان شكایت میكنند كه بیتوجه هستیم، البته مردان بهطور معمول بیتوجه نیستند چرا كه در یك آشنایی جدید بسیار بادقت و باتوجه هم هستند. مردها به كسی بیتوجهی میكنند كه از او دلخور هستند. برخی وقتها هم بیتوجهی ناشی از بیماریها و افسردگی ما است. گاهی اوقات بیتوجهیها ناشی از تناقضات است. برعكس مردها اظهار میكنند كه زنان ما بسیار زیاد به ما توجه میكنند. معمولا درخواستهای ما باید در افقهای مشترك باشند. یعنی در جهتی باشند كه همسرمان بتواند آن را برآورده سازد. برخی از مردم اصلا هیچ وقت درخواستی ندارند كه البته اینها هم ایراد دارند و درست نیست. اگر مردی احساس كند كه همسرش هیچ درخواستی از او ندارد به این مسئله عادت میكند و هیچ وقت چیزی برای او نمیخرد. پس همیشه باید تا حدود معقولی درخواست داشته باشیم. اگر از همسرتان چیزی نخواهید این ایراد شماست، از مردها بخواهید. مردها هم از این كه از آنها درخواست شود خوششان میآید خیال میكنند كه آقا شدهاند. اگر نخواهید فكر میكنند آنها را تحویل نمیگیرید. بعضی از خانمها میگویند اگر به شوهرمان ابراز علاقه كنیم لوس میشود، این حرفها یعنی چه؟ اگر این كار را كردید و ایشان متقابلا جواب ندادند خوب شما هم دیگر ادامه ندهید. مدیریت این كار باشماست. بعد از چند وقت خودش میگوید مدتی است كه شما از من تعریف نمیكنید. حالا جواب دارید. بگویید برای اینكه شما متقابلا جواب نمیدهید. اگر دیدید لوس شده است خوب ولش كنید و دیگر چیزی نگویید. یك معامله پایاپای است. اگر دیدید نتیجه مثبت دارد به كارتان ادامه بدهید و هرچه میتوانید بیشتر بگویید. هم باید تعریف كنید و هم تعریف بشنوید. یك ماجرای دوطرفه است. ایراد گرفتن و پشتسر هم از همسران هم كار درستی نیست چون نتیجه منفی دارد. ایرادها باحرفهای شما درست نمیشود. فقط خودتان و روابط را خراب میكنید. بگذارید ایرادها را یك غریبه بگوید. اثرش بیشتر است. از همسرتان انتقاد نكنید، مشاوره كنید. ما اول در مشاورهها بررسی میكنیم میبینیم آیا ایرادی كه شما گرفتهاید وارد هست یا نه. چون بعضی وقتها ایرادات وارد نیستند. شما نسبت به خودتان و از دید خودتان سنجیدهاید، به نظر من این مشكلات در مشاوره حل میشود. باید بعد از ازدواج به همسر حق داد كه با دوستان دوران مجردی خود ارتباطش را حفظ كند. خیلی زیاد. مثلا 5 تا دوست نازنین از دوران دبیرستان داشتهایم. ما موجود زندهایم و باید از این قبیل ارتباطات داشته باشیم. البته به شرطی كه زمان مشخص داشته باشند و مزاحم زندگی زناشویی ما نشوند. اگر این ویژگیها را داشته باشند مشكلی ندارد. شوهرانتان را پرهیز ندهید كه با این یا آن نگرد. ما وقتی با دوستانمان هستیم خوشحال و خندان میشویم اما وقتی به خانه برمیگردیم از ما سوال میكنند كه چرا میخندی؟ با كی بودی كه میخندی؟ این سوالات از همان سوالاتی هستند كه گفتم پرسیدنشان ممنوع است. شما هم با دوستهای خودتان باشید. اصلا بعضی وقتها لازم است كه خانمها ما را رها كنند. بروید 4 ساعت با آنها بگردید البته به شرطی كه آدمهای درست و حسابی باشند. هیچوقت خواستههای شخصی ما نباید اجرا شود. اگر خواستههای شخصی ما اجرا شد یعنی ما دیكتاتور هستیم. خانوادههایی كه در آنها دیكتاتوری هست خودبهخود متلاشی میشوند. بسیاری از مردم ما عادت كردهاند كه خودشان را به دیگران تحمیل كنند. اجرای خواستههای شخصی ما دیكتاتوری است. یعنی ما داریم حقوق شخصی اعضای خانوادهمان را میگیریم كه بهخواستههای خودمان برسیم. خواستهها در زندگی زناشویی به طور مشترك و با توافق انجام میشوند و برخی خواستهها هم اصلا اجرا نمیشوند. هیچ اصراری نمیتوان به این كار كرد. مردان معمولا باید ترجیح بدهند كه اول خواستههای بچه و همسرشان اجرا شود. معمولا زنان هم باید ترجیح بدهند كه اول خواستههای شوهرشان و بچه انجام شود. وقتی عقد میكنیم احساس میكنیم طرف مقابل در مالكیت ماست. زندگی آمرانه بدترین مدل زندگی است. اینكه به دیگری امر كنیم چگونه زندگی كند بسیار بد است و این یكی از شایعترین مدلهای زندگی در ایران است. مردان به زنان امر میكنند و زنان به مردان. اما این كار درست نیست. باید به جای این، از همدیگر خواهش كنیم. البته ما معمولا در یك دورهای این طوری زندگی میكنیم اما بعدها كمكم به سمت زندگی آمرانه میرویم. ما باید در جمع زندگی كنیم. یعنی خانوادهها با هم ارتباط داشته باشند. مثلا خانواده خانم با آقا در ارتباط باشد و نیز خانواده آقا با خانم. اگر زن و شوهری تنها زندگی كنند به مرور با همدیگر دعوا میكنند. ما اصولا با چهار گروه از مردم ارتباط داریم. گروه یك، كسانی هستند كه با آنها ارتباط خونی داریم مثل پدر و مادر. البته در گروه شماره یك ما دوستهای قدیمی خودمان را هم گذاشتهایم. این افراد گاهی بسیار به ما نزدیك هستند. با گروه یك، هر 15 تا 30 روز یك بار یك شام و یك مهمانی رسمی داشته باشید. در ضمن ما میتوانیم با اعضای محرم گروه یك تنها و بدون همسرمان هم ملاقات داشته باشیم. چون به هر حال با آنها ارتباط ژنتیك خونی داریم. مردم گروه دو، افرادی هستند كه با آنها ارتباط یك جانبه داریم. یعنی كسانی كه ما دوست داریم با آنها در ارتباط باشیم اما آنها دوست ندارند. با این گروه هر 2 تا 3 ماه یك بار آن هم برای 2 تا 3 ساعت رابطه داشته باشید. گروه سوم مردمی هستند كه آنها دوست دارند با ما ارتباط داشته باشند اما ما نمیخواهیم. با اینها هم هر 2 تا 3 ماه یك بار برای 2 تا 3 ساعت باید ارتباط وجود داشته باشد. این ملاقاتها خیلی قشنگ است. گروه چهارم افرادی هستند كه نه ما و نه آنها هیچ علاقهای به دیدن یكدیگر نداریم. با اینها هم هر 6 ماه تا یكسال یكبار آن هم برای یك ساعت ملاقات داشته باشید. یعنی همه چیز مدون است. اما برای تدوین چنین برنامهای وقت لازم است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 13:20 توسط محمد خیام |
|
|
1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی كه از یكدیگر دارند مطرح می كنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می كنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موكول می كنند تا همدیگر را درك كنند و به توافق برسند. 2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می كنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها كم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می كنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می كنند. آنان یكدیگر را تشویق می كنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به كارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می كند و زندگی ، شاداب می شود. 3) زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست كم نمی گیرند و همیشه به فكر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی كنند. ولی زوج های موفق، كارهای كوچك نظیر اولویت قرار دادن نیازها و كارهای همسر و كارهای بزرگ نظیر احترام و گوش كردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می كنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی كنید. درعوض به كار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند. 4) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس كه 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه كرده، عامل اصلی موفقیت یا شكست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما كاملاً با هم یكی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل كنید. زوج های موفق با هم صحبت می كنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاكره می كنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یكدیگر حمایت می كنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است. 5) زوج های موفق با هم رشد می كنند. مسلماً فردی كه امروز با او ازدواج می كنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می كنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند كه یكی یا هر دو در طول زندگی تغییر می كنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر كنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض كنید. 6) زوج های موفق برای حفظ روابط می كوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی كرده و با هم صحبت می كنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترك مطمئن شوند. اگر یكی ، یا هر دو شما از زندگی مشترك ناراضی هستید، مشكلتان را حل كنید. 7) از مراجعه به مشاور خجالت نكشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی كنند. آنان می كوشند كه مشكلات را در اولین فرصت حل كنند.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 10:42 توسط محمد خیام |
|
|
1. خوشبختی یك موضوع شخصی است اگر می خواهید سعادتمند باشید باید خوش بین و قانع باشید و اعتدال را رعایت كنید، همچنین باید كاری داشته باشید كه از آن خوشتان بیاید و آن كار باید بازده داشته باشد.
2. ساعاتی كه در انتظار خوشبختی هستیم لذت بخش تر ازدقایقی است كه به لذت خوشبختی رسیده ایم. 3. كسانی كه طبع تلخ و سنگین و انعطاف ناپذیری دارند، سهمی كه از جاه و مقام دارند بیش از آن است كه از خوشبختی دارند. 4. به دست آوردن خوشبختی بزرگترین فتح زندگی است. 5. خوشبختی بالاتر از این چیست كه در روزگار پیری یادگارهای شیرین ایام جوانی و كهولت را از خاطر گذرانیده، به یاد بیاوریم كه در راه سعادت ابناء خود قدمی برداشته ، آنها را از ظلمات جهل و بی خبری رهایی داده ایم. 6. آدم بدبخت همه ی لوازم خوشبخت بودن را در اختیار دارد به جز اراده خوشبختی . 7. آن كه كردار به سخاوت بیاراید و گفتار به راستی ، در این جهان نیك بخت است. 8. آنچه برای خوشبختی مورد احتیاج است یك آب باریك است و آنچه ما برای گرفتاری و رنج خود به آن محتاجیم یك دریاست. 9. آن كه نیك بختی خود را به دست دیگری می داند بسی ناكامی خواهد كشید. 10. آنچه انسان را در زندگی محزون می كند، فقر و بیمای و رنج نیست بلكه غرور و جاه طلبی و خودخواهی و گناه است. 11. اشك های دیگران را مبدل به نگاه های پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست. 12. بنا كردن عمارت خوشبختی بسیار دشوار ، و خراب كردن آن سخت آسان است. 13. خوشبختی هماهنگی آرزوها با حوادث روزگار است. 14.خوشبختی كالایی است كه طبیعت آن را به قیمت بسیار گران به ما می فروشد. 15.خوشبختی بر سه ستون استوار است : فراموش كردن گذشته ، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده. 16. خوشبختی در این است كه حدود همه چیز را بشناسیم و به آن احترام بگذاریم. 17. خوشبخت كسی است كه حاكم بر وجود خویشتن باشد. 18.خوشبختی و وسایل آن در سازش و هماهنگی با دیگران به دست می آید. 19. خوشی های كوچك خوشبختی بزرگ می سازد. 20. بهترینِ افراد كسانی هستند كه از نیكی و سعادت دیگران شاد شوند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 14:33 توسط محمد خیام |
|
|
سرسبزترین بهار تقدیم توباد آوای خوش هزارتقدیم توباد گویندكه لحظه ای است روییدن عشق آن لحظه هزاربارتقدیم توباد
سال نو مبارک - برایتان آرزوی سعادت٬ سلامت و شادکامی دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 فروردین1388ساعت 11:28 توسط محمد خیام |
|
|
مهاتما گاندی:
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعداز هر زمین خوردنی برخیزی Victory is not never to fall, It is to rise after every fall Mahatma Gandhi --------------------------------------- روجر بابسون عاقلانه است که در ذهن داشته باشیم که نه موفقیت و نه شکست به منزله پایان نیستند. It is wise to keep in mind that neither success nor failure is ever final Roger Babson --------------------------------------- تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو )) Gods decide is out of our hindsight power but it is always beneficial for us. --------------------------------------- مهم نیست چه پیش آمده ، تحمل کن و اندوه خود را زیر لبخندی بپوشان .( دیل کارنگی ) It isn't important that what happened, tolerate and hide your grief with smiles.. --------------------------------------- علف هرزه چیست ؟گیاهی است که هنوز فوایدش کشف نشده است .(( امرسون )) What is forb? It is a plant that we don't know its profits yet. --------------------------------------- بردن همه چيز نيست ؛ امّا تلاش برای بردن چرا .(( وئيس لومباردی )) Winning is nothing but trying to win is all thing. --------------------------------------- زندگي را از طبيعت بياموزيم ، چون بيد متواضع باشيم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر، صبور، مثل بلوط مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشيم. Let learn living from the nature, being humble as willow( Bid), being right stature as cedar( Sarv), being patient just as spruce (senobar), being strong as chestnut (balut), being fluent just as river, being bountiful as sun and donor just as clouds. --------------------------------------- براي خود زندگي كنيم نه براي نمايش دادن آن به ديگران. Live for ourselves not for showing that to others .. --------------------------------------- سفري به طول هزار فرسنگ با يك گام آغاز مي شود.. A distant tour begins with one step --------------------------------------- بازنده ها در هر جواب مشكلي را مي بينند، ولي برنده در هر مشكلي جوابي را مي بيند. The losers find problem in every answer but the winners find an answer in every problem. --------------------------------------- به جاي موفقيت در چيزي كه از آن نفرت دارم، ترجيح مي دهم در چيزي شكست بخورم كه از آن لذت مي برم(هينز سيندي). Instead of success in a base I hate, I prefer to loose in a base I enjoy. --------------------------------------- بادبادك تا با باد مخالف روبه رو نگردد ، اوج نخواهد گرفت. If the kite doesn't face adverse wind it won't rise... --------------------------------------- آنچه را که در مزرعه ذهن خود کاشتهاید درو خواهید کرد. You will reap what you plant in your minds farm. --------------------------------------- اگر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد هر تکه چوبی مانعی عظیم بر سر راهت خواهد شد. If you won't be patient in the flow of river, every driftwood will be a huge problem for you. --------------------------------------- آن كه امروز را از دست مي دهد ! فردا را نخواهد يافت. هيچ روزي از امروز با ارزش تر نيست Who looses today, won't find tomorrow There is nothing important as today. --------------------------------------- چنان باش كه بتوانی به هر كس بگویی مثل من رفتار كن Try to be one that you can tell all: be as me. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 11:11 توسط محمد خیام |
|
|
زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه میخواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد. ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمیداشت، آن مرد هم همین کار را میکرد. اینکار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمیخواست واکنشی نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد : حالا ببینم این مرد بیادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش دیگرش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی میخواست! زن جوان حسابی عصبانی شده بود. در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلیاش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده! خیلی شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بیسکوئیتهایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد! در صورتی که خودش آن موقع که فکر میکرد آن مرد دارد از بیسکوئیتهایش میخورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرتخواهی نبود. همیشه به یاد داشته باشیم که چهار چیز است که نمیتوان آنها را دوباره بازگرداند : 1. سنگ پس از رها کردن 2. سخن پس از گفتن ۳. موقعیت پس از پایان یافتن 4. و زمان پس از گذشتن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 7:59 توسط محمد خیام |
|
|
روزی روزگاری پسرك فقیری زندگی می كرد كه برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می كرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد كه تنها یك سكه ۱۰ سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود كه شدیداً احساس گرسنگی می كرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا كند. بطور اتفاقی درب خانهای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز كرد.پسرك با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد وبجای غذا ، فقط یك لیوان آب درخواست كرد دختر كه متوجه گرسنگی شدید پسرك شده بود بجای آب برایش یك لیوان بزرگ شیر آورد.پسربا تمانینه و آهستگی شیر را سر كشید و گفت: «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ماآموخته كه نیكی ما به ازائی ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می كنم»سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشكان محلی از درمان بیماری او اظهار عجزنمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درماناو اقدام كنند.
دكتر هوارد كلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیكهمتوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد وبسرعت بطرف اطاق بیمار حركت كرد.لباس پزشكی اش را بر تن كرد و برای دیدن مریضش وارد اطاقشد.در اولین نگاه اورا شناخت. سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام كند.از آنروز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یك تلاش طولانی علیه بیماری ،پیروزی ازآن دكتر كلی گردید. آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دكتر هزینه درمان زن جهت تائیدنزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاكتی گذاشت و برای زن ارسال نمود. زن از باز كردن پاكت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه باید تمام عمررا بدهكارباشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاكت را باز كرد.چیزی توجه اش را جلب كرد.چند كلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته آنرا خواند:
«بهای این صورتحساب قبلاً با یك لیوان شیر پرداخت شده است» |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 آذر1387ساعت 15:5 توسط محمد خیام |
|
|
در بیمارستانی ، دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند . اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هماتاقیش روی تخت بخوابد. آنها ساعتها با یکدیگر صحبت میکردند، از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف میزدند. هر روز بعد از ظهر ، بیماری که تختش کنار پنجره بود ، مینشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره میدید برای هم اتاقیش توصیف میکرد. بیمار دیگر در مدت این یک ساعت ، با شنیدن اوصاف دنیای بیرون ، روحی تازه میگرفت. گفته های مرد کنار پنجره چنین بود: این پنجره ، رو به یک پارک بود که دریاچه زیبایی داشت مرغابیها و قوها در دریاچه شنا میکردند و کودکان با قایقهای تفریحیشان در آب سر گرم بودند. درختان کهن ، به منظره بیرون ، زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده میشد. همان طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف میکرد ، هماتاقیش چشمانش را میبست و این مناظر را در ذهن خود مجسم میکرد. روزها و هفتهها سپری شد. یک روز صبح ، پرستاری که برای حمام کردن آنها آب آورده بود ، جسم بیجان مرد کنار پنجره را دید که با آرامش از دنیا رفته بود . پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که مرد را از اتاق خارج کنند. مرد دیگر تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند . پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد، اتاق را ترک کرد.آن مرد به آرامی و با درد بسیار ، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد . بالاخره او میتوانست این دنیا را با چشمان خودش ببیند. در کمال تعجب ، او با یک دیوار مواجه شد. مرد ، پرستار را صدا زد و پرسید که چه چیزی هماتاقیش را وادار میکرده چنین مناظر دلانگیزی را برای او توصیف کند ! پرستار پاسخ داد: شاید او میخواسته به تو قوت قلب بدهد. چون آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمیتوانست دیوار را ببیند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 مهر1387ساعت 12:38 توسط محمد خیام |
|
|
کشتی در طوفان شکست و غرق شد . فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره ی کوچک بی آب و علفی شنا کنند و نجات یابند. دو نجات یافته دیدند هیچ نمی توانند بکنند، با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخو ا هیم . بنابراین دست به دعا شدند و برای این که ببینند دعای کدا م بهتر مستجاب می شود به گوشه ا ی از جزیره رفتند. نخست، از خدا غذا خواستند . فردا مرد اول، درختی یافت و میوه ای بر آن، آن را خورد . اما مرد دوم چیزی برای خوردن نداشت. هفته بعد، مرد اول از خدا همسر و همدم خواست، فردا کشتی دیگری غرق شد، زنی نجات یافت و به مرد رسید. در سمت دیگر، مرد دوم هیچ کس را نداشت. مرد اول از خدا خانه، لباس و غذای بیشتری خواست، فردا، به صورتی معجزه آسا، تمام چیزها یی که خواسته بود به او رسید. مرد دوم هنوز هیچ نداشت. دست آخر، مرد اول از خدا کشتی خواست تا او همسرش را با خود ببر د . فردا کشتی ای آمد و در سمت او لنگر انداخت، مرد خواست به همراه همسرش از جزیر ه برود و مرد دوم را همانجا رها کند . پیش خود گفت، مرد دیگر حتما شایستگی نعمت های الهی را ندارد، چرا که درخواستها ی ا و پاسخ داده نشد، پس همینجا بماند بهتر است. زمان حرکت کشتی، ندایی از آسمان پرسید: چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی؟ پاسخ داد : این نعمت هایی که به دست آورده ام همه مال خودم است، همه را خود درخواست کرده ام. درخواست های او که پذیرفته نشد، پس لیاقت این چیزها را ندارد. ندا، مرد را سرزنش کر د : اشتباه می کنی . زمانی که تنها خواسته او را اجابت کردم، این نعمت ها به تو رسید. مرد با حیرت پرسید: از تو چه خواست که باید مدیون او باشم؟ ندا پاسخ داد: از من خواست که تمام خواسته های تو را اجابت کنم!
باید بدانیم که شايد نعمت هايمان حاصل درخواست های خود ما نباشد و نتیجه دعا ی دیگران است با تشكر از آقاي صابر متصدي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 آبان1386ساعت 13:16 توسط محمد خیام |
|
|
بخشندگی امام علی (علیه السلام): السَّخاءُ یَزْرَعُ الْمَحَبَّةَ. بخشندگی، دوستی به بار میآورد. Generosity sows the seeds of friendship.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 8:43 توسط محمد خیام |
|
|
دخترم با تو سخن می گویم گل فردای سپید دیده بگشای و در اندیشه گل چینان باش آنکه گِرد همه گلها به هوس می چرخد خویش را خوار مبین آری ای دخترکم شعر از مهدی سهیلی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 8:53 توسط محمد خیام |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 16:22 توسط محمد خیام |
|
|
ایام شهادت سرور و سالار شهیدان و یاران با وفایش را به شما شیعیان بزرگوار تسلیت عرض می نمایم. امید است در کنار عزاداری برای شهدای کربلا به اهداف قیام امام حسین (ع) نیز فکر نماییم . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 8:16 توسط محمد خیام |
|
|
امام علی (ع) :
مَن تَوكَّلَ عَلَى اللّهِ ذَلَّت لَهُ الصِّعابُ وَتَسَهَّلَت عَلَيهِ الأسبابِ
هر كس به خدا توكل كند، دشواریها براى او آسان می شود و اسباب برايش فراهم می گردد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 17:10 توسط محمد خیام |
|
|
رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقدة من لساني يفقهواقولي پروردگارا ٬سينه ي مرا گشايش ده وکارم را بر من آسان فرماي ٬ گِره از زبانم بگشاي تا سخنم را بفهمند. سوره ي مبارکه طه آیات ۲۸-۲۵ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 25 مهر1385ساعت 9:29 توسط محمد خیام |
|
|
سلام
همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 23 مهر1385ساعت 11:39 توسط محمد خیام |
|
|
پیامبر اکرم (ص) درباره اهمیت ماه مبارک رمضان فرموده اند:
" ای مردم ، به راستی ماهی به شما روی آورده است که ماه خداست و با برکت ، مهربانی و آمرزش از سوی خداوند همراه است . ماهی که نزد خداوند بهترین ماه هاست و روزهایش بهترین روزها ، شبهایش پر فضیلت ترین شبها و ساعتهای آن برترین ساعتهاست . " |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 مهر1385ساعت 21:51 توسط محمد خیام |
|
|
صفحه نخست درباره مدير وب سايت پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وب سايت |
| سلام |
*************
موسسه حاميان توسعه فرهنگي راين تلفن 09138409029 محمد خيام ************* |
| پیوندهای روزانه |
|
معرفي مدير موسسه معرفی شهر تاریخی راین تماس با مدیر سایت راین آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سخنی از بزرگان |
| پیوندها |
|
سايت شهر راين سايت سازمان سنجش يوسف فاطمه (صدوقي) بيگ بنگ (ندا) ام نخعی فر پاريز pariz (ترابي پاريزي) آسمان آبی |
|
RSS
|